اگر از کاربرهای پرو پاقرص هم کتاب باشید، حتما
متوجه شدید که تا به حال چندین بار قول ارتقا سایت و بهبود را داده ایم.
اما هر بار این برنامه ها با مشکلاتی روبرو شد وبرنامه ارتقا متوقف شد.
اما اینبار مصمم هستیم تا متعهدانه با حمایت شما، هم کتاب را به بهترین
ارتقا دهیم ...
اهدافی که برای سایت هم کتاب در نظر گرفته شده است :
1- قابلیت ثبت نام در سایت و بهره مندی از امکانات جدید
2- بهبود خبرنامه
3- رفع مشکل دانلود
4- بهبود گرافیک
5- امتیاز دهی به کاربران و ارسال کنندگان کتاب
6- ارایه کتاب ها به فرمت های مختلف
7- قابلیت فروش کتاب های کاربران
8- بهبود سایت در موتور های جستجو
9- بهبود دسته بندی کتاب ها
10- ارایه امکانات جدید به سایت همانند کتاب های برتر ، جدیدترین ها ....
11- بهبود جستجو
...
برای این موارد حمایت شما عزیزان که در درجه اول صاحبان و در درجه دوم
کاربران هم کتاب می باشید را خواستاریم که با کمک مالی خود، امکان ارتقا
سایت را فراهم کنیم ...
شماره حساب 0205704068006
بانک صادرات به نام کمال میرحسینی
شماره کارت 6037691146772439
پرداخت 1000 تومان از طریق زرین پال
------------------------------
پرداخت 10000 تومان از طریق زرین پال
------------------------------
پرداخت 100000 تومان از طریق زرین پال
لطفا پس از واریز با ایمیل زیر تماس بگیرید
Ebook4mobile@gmail.com
admin@hamketab.ir
با تشکر
کمال میرحسینی مدیریت هم کتاب
نویسنده: صدف ناز هروي
حجم کتاب: 156 KB
رمان يگانه عشق . (پرنيان . 513 صفحه)
نویسنده: مهري بيرون بر
حجم کتاب: 130 KB
رمان عشق خاتون . (پرنيان . 312 صفحه)
نویسنده: استفاني ماير
حجم کتاب: 418 KB
رماني خون آشامي و هيجاني كه ركورد كتاب هري پاتر را شكست . (پرنيان . 2874 صفحه)
نویسنده: سونيا ديلمي
حجم کتاب: 394 KB
رمان غزل عشق نوشته سونيا ديلمي . (پرنيان . 2105 صفحه )
نویسنده: مجتبي معظمي
حجم کتاب: 152 KB
در عرشه کشتی که به افق نگاه می کردم احساس کردم که یک نفر در حال تماشای من است.وقتی برگشتم چیزی را که می دیدم باور نمی کردم.او ماتیلدا بود و با چشمانی پر از اشک من را نگاه می کرد.او نزدیک آمد و گفت : من را ببخش رازور که به تو خیانت کردم نمی خواستم این طور بشود.الکساندر به من گفت که تو پدرم را کشتی.من هم به این خاطر خواستم به تو خیانت کنم.حالا من این جا هستم که بگویم تا ابد پیش تو می مانم.من از پیش الکساندر فرار کردم تا تو را پیدا کنم.خواهش می کنم من را ببخش.چشمان من هم پر از اشک شد.از حرف هایش معلوم بود که راست می گوید.چشمانش هم راست می گفت . (اف بوك 1)
نویسنده: جمشيد طاهري
حجم کتاب: 314 KB
رمان غزل و آريا نوشته ي جمشيد طاهري . (پرنيان . 1552 صفحه)
نویسنده: میکل پیرامو
مترجم: ذبیح الله منصوری
حجم کتاب: 616 KB
این داستان ظاهراً واقعی است و میکل پیرامو آن را از زبان یونانی باستان به زبان امروزی ترجمه کرده است. نویسنده واقعی آن گرچه مصری بود اما نمیتوانست به خط مصری بنویسد ولی زبان یونانی را خوب آموخته بود. «شرمیون»، کنیز مخصوص و محرم اسرار «کلئوپاتر» -ملکه مصر- بود. از آنجا که او از کودکی پیوند دوستی با کلئوپاتر داشت توانست از خصوصیترین رازهای ملکه آگاه شود. او در مجالسی شرکت میکرد که هیچ خدمت کاری شرکت نداشت و هیچ صاحب منصبی جز ملکه و پادشاه در آن راه نمیداشت. بنابراین روایت او از خاتونش این توانایی را دارد که موثق باشد. به دلیل قرابت خاصی که بین این دو برقرار شده بود، ملکه از همان دوران ابتدایی او را با خود به کلاس درس میبرد. گرچه در اوایل کار اساتید بدین کار اعتراض میکردند اما نمیتوانستند جلوی کار دختری را بگریند که سیزده نفر از خاندان او همگی از پادشاهان بودهاند. بنابراین، شرمیون در جلسات درس شرکت میکرد و علاوه بر خواندن و نوشتن توانست علومی چون تاریخ، جغرافیا، هندسه و... را فرا گرفته و فردی ممتاز در میان زنان مصر شود. شرمیون در این کتاب از زندگی خود و خاتونش میگوید و کلئوپاتر را فردی بسیار سیاستمدار، زیرک اما ناپرهیزکار خواند که توانست با استفاده از چهره خود و ناپرهیزکاری دو پادشاه روم را به سوی خود کشاند و جنگها راه اندازد.
نویسنده: نيلوفر لاري
حجم کتاب: 330 KB
كلاس در سكوت سنگيني فرو رفته بود.تنها صداي قدم هاي آقاي بهرامي دبير تاريخ سكوت را مي شكست.گاهي بالاي سر يكي از بچه ها مي ايستاد و به پاسخ هايشان خيره مي شد...(پرنيان. 1868 صفحه)
نویسنده: ناهيد سليمان خاني
حجم کتاب: 294 KB
راوی داستان زنی است به نام گلناز که در منزل خانواده ای اشرافی مستخدم است .حسن خان و عزیز خانم صاحبان خانه, زن و شوهر جوانی هستند که با عشق و علاقه زندگی مشترک خویش را آغاز نموده اند .آنها صاحب دختری به نام شهرزاد میشوند اما . . . (پرنيان. 1485 صفحه)
حجم کتاب: 98 KB
من دوباره خمره های روغن آغشته به گوگرد را بر منجنیق ها گذاشتم و پرتاب کردم . بعد کمان داران من با تیرهای آتشین یکی پس از دیگری را آتش می زدند حتی جمع شدن سربازها در کنار هم نمی توانست از آنان دفاع کند . با این ترفند تعداد زیادی از ارتش کلارک در اتش سوختند و کلارک موقتا عقب نشینی کرد . با این پیروزی مردم سالامیس به من لقب امپراتور آتش را دادند . (اف بوک 1)




