* اگر من جای مدیر سایت بودم ...
(نظر، انتقاد، پیشنهاد و درصورت تمایل نام خود را در زیر ذکر کنید)
(نظر، انتقاد، پیشنهاد و درصورت تمایل نام خود را در زیر ذکر کنید)
رمان - شبهای تنهایی
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 05 / 29
نویسنده: نرگس عینی
حجم کتاب: 307 KB
نمي دونم ياس . بهرام خيلي عجيبه ،درك و روحياتش خيلي سخته ،يه جور دوگانگي محسوس در اون ديده مي شه . غرور و بلند پروازي اش حد و نهايتي ندارن . در حالي كه با دوستاي پسرش گرم وخودمونيه ، اما به همون اندازه در بر خورد با دخترا محتاطه . بدون شك اون جزو پنج پسر خوشگل و خوش تيپ دانشگاهه و حتي شايد بهترينشون باشه ، ولي هيچ وقت خودشو درگير مسائل عاطفي نمي كنه .
نویسنده: نرگس عینی
حجم کتاب: 307 KB
نمي دونم ياس . بهرام خيلي عجيبه ،درك و روحياتش خيلي سخته ،يه جور دوگانگي محسوس در اون ديده مي شه . غرور و بلند پروازي اش حد و نهايتي ندارن . در حالي كه با دوستاي پسرش گرم وخودمونيه ، اما به همون اندازه در بر خورد با دخترا محتاطه . بدون شك اون جزو پنج پسر خوشگل و خوش تيپ دانشگاهه و حتي شايد بهترينشون باشه ، ولي هيچ وقت خودشو درگير مسائل عاطفي نمي كنه .
رمان - پس کوچه های سکوت
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 05 / 25
نویسنده: ماندا معینی(م. مودب پور)
حجم کتاب: 225 KB
یه ساعتی هست که برگشتم خونه اما هنوز نه ناهار حاضره و نه خودم !ظرفای دیشب کثیفه و چرب و چیلی تو ظرفشویی مونده ن !رختای چرکم تو سبده کنار لباسشویی!خونه م کثیفه و به هم ریخته ! خودمم رو یه مبل کنار یه میز موندم !چشمم به یه ضبط صوت کوچولوئه که رو میز گذاشتم !بغل شم چند تا نواره !یه ساعته نشستم و میخوام که روشنش کنم اما نمیشه .! یعنی ممکنه که نیم ساعت دیگه بتونم روشنش کنم ؟!یا مثلا امشب؟ یا فردا؟!اما چه فرقی داره ؟ چه الان چه نیم ساعت دیگه چه شب چه فردا . اولین نوار رو گذاشتم توش کلیدش رو فشار دادم . نوار اول شنبه ساعت 9صبح تاریخ...زندان زنان...پرونده شماره ...نام افسانه...
نویسنده: ماندا معینی(م. مودب پور)
حجم کتاب: 225 KB
یه ساعتی هست که برگشتم خونه اما هنوز نه ناهار حاضره و نه خودم !ظرفای دیشب کثیفه و چرب و چیلی تو ظرفشویی مونده ن !رختای چرکم تو سبده کنار لباسشویی!خونه م کثیفه و به هم ریخته ! خودمم رو یه مبل کنار یه میز موندم !چشمم به یه ضبط صوت کوچولوئه که رو میز گذاشتم !بغل شم چند تا نواره !یه ساعته نشستم و میخوام که روشنش کنم اما نمیشه .! یعنی ممکنه که نیم ساعت دیگه بتونم روشنش کنم ؟!یا مثلا امشب؟ یا فردا؟!اما چه فرقی داره ؟ چه الان چه نیم ساعت دیگه چه شب چه فردا . اولین نوار رو گذاشتم توش کلیدش رو فشار دادم . نوار اول شنبه ساعت 9صبح تاریخ...زندان زنان...پرونده شماره ...نام افسانه...
رمان - کژال
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 05 / 23
نویسنده: ماندا معینی (م. مودب پور)
حجم کتاب: 157 KB
پروازه دختری است که پیش از رسیدن به بلوغ پدر و مادرش را از دست داده و نزد خانواده عمویش زندگی می کند، پس از اتملام تحصیلات دانشگاهی در رشته پزشکی ، برای گذراندن طرح به یکی از روستاهای دور افتاده می رود . وی از کودکی ناف بریده پسر عمویش بوده و از این موضوع ناراحت است و با رفتن از پیش ان خانواده احساس آرامش می کند. با اوردن دختر جوانی به نزد او به عنوان اولین بیمار متوجه می شود که او به خاطر عشق به پسری از ده دیگر و ارتباط پنهانی با او ، خودکشی کرده است . در همان شبی که دختر در درمانگاه است توسط همان پسر و دوستانش ربوده می شود و سپس اهالی ده برای حفظ شرف خود به دنبال انها رفته هر دو را می کشند و نعش دختر را به ده بر می گردانند . چند روز بعد جسد خواهر همان دختر را که کاملا سوخته به درمانگاه می اورند و ادعا می کنند که هنگام نفت ریختن دربخاری اتش گرفته است .اما کژال دختری که پدرش قول او را به ازای بیست گوسفند به کدخدا داده ضمن فرار از خانه و پناه اوردن به درمانگاه فاش می کند که پدر ان دختر او را دست و پا بسته به طویله برده و با بنزین اتش زده ست . کژال از پروازه می خواهد تا به او لباس و اسلحه بدهد تا او به کوه فرار کند . در ان ده زنی مقتدر به نام خانبانو که روزگاری زن خان بوده زندگی می کند و به پروازه علاقه زیادی دارد و گاه به گاه از او دعوت می کند که به خانه قصر مانند او که درقلعه ای واقع است برود . --------------------------------- ساخته شده با پرنیان
نویسنده: ماندا معینی (م. مودب پور)
حجم کتاب: 157 KB
پروازه دختری است که پیش از رسیدن به بلوغ پدر و مادرش را از دست داده و نزد خانواده عمویش زندگی می کند، پس از اتملام تحصیلات دانشگاهی در رشته پزشکی ، برای گذراندن طرح به یکی از روستاهای دور افتاده می رود . وی از کودکی ناف بریده پسر عمویش بوده و از این موضوع ناراحت است و با رفتن از پیش ان خانواده احساس آرامش می کند. با اوردن دختر جوانی به نزد او به عنوان اولین بیمار متوجه می شود که او به خاطر عشق به پسری از ده دیگر و ارتباط پنهانی با او ، خودکشی کرده است . در همان شبی که دختر در درمانگاه است توسط همان پسر و دوستانش ربوده می شود و سپس اهالی ده برای حفظ شرف خود به دنبال انها رفته هر دو را می کشند و نعش دختر را به ده بر می گردانند . چند روز بعد جسد خواهر همان دختر را که کاملا سوخته به درمانگاه می اورند و ادعا می کنند که هنگام نفت ریختن دربخاری اتش گرفته است .اما کژال دختری که پدرش قول او را به ازای بیست گوسفند به کدخدا داده ضمن فرار از خانه و پناه اوردن به درمانگاه فاش می کند که پدر ان دختر او را دست و پا بسته به طویله برده و با بنزین اتش زده ست . کژال از پروازه می خواهد تا به او لباس و اسلحه بدهد تا او به کوه فرار کند . در ان ده زنی مقتدر به نام خانبانو که روزگاری زن خان بوده زندگی می کند و به پروازه علاقه زیادی دارد و گاه به گاه از او دعوت می کند که به خانه قصر مانند او که درقلعه ای واقع است برود . --------------------------------- ساخته شده با پرنیان
رمان - آرام
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 05 / 19
نویسنده: شیرین سیر دل
حجم کتاب: 236 KB
در گوشه ای از سالن وسیع و پر ازدحام فرودگاه ، پدری نگاه نگران و مضطربش را به سوی دخترش ، که کمی انطرف تر ایستاده بود دوخت . دلش تاب نیاورد و مجددا به سوی او رفت تا چیزهایی را گوشزد کند. دختر، برخلاف پدرش ، کاملا خونسرد و متین ایستاده بود . و به ظاهر گوش فرا می داد ، اما نگاهش تکراری بودن تذکرات پدر را به وضوح نشان می داد .
نویسنده: شیرین سیر دل
حجم کتاب: 236 KB
در گوشه ای از سالن وسیع و پر ازدحام فرودگاه ، پدری نگاه نگران و مضطربش را به سوی دخترش ، که کمی انطرف تر ایستاده بود دوخت . دلش تاب نیاورد و مجددا به سوی او رفت تا چیزهایی را گوشزد کند. دختر، برخلاف پدرش ، کاملا خونسرد و متین ایستاده بود . و به ظاهر گوش فرا می داد ، اما نگاهش تکراری بودن تذکرات پدر را به وضوح نشان می داد .
رمان - عاشقم باش
ارسال کننده: سيد محمد رضا خطيب | تاریخ ارسال:
1388 / 05 / 7
نویسنده: نجمه پژمان
حجم کتاب: 294 KB
این داستان، داستان زندگی دختر جوانی به نام شقایق است. شقایق در یک خانواده معمولی در جنوب شهر تهران زندگی میکرد. خواهر شقایق لیلی با احسان ازدواج کرده بود و در ظاهر زوج خوشبختی بودند. شقایق هم عمیقاً شوهر خواهرش را دوست داشت. زندگی آرام و خوبی داشتند تا اینکه پسر عموشون سعید بعد از سالها از ژاپن بر میگرده و آتش زیر خاکستر مانده عشق لیلی را با خواستگاری از شقایق روشن میکنه. شقایق به سرعت او را رد میکنه ولی لیلی پنهانی با سعید قرار میذاره و تصمیم میگیره که از احسان جدا بشه و با سعید ازدواج بکنه. احسان که عاشقانه لیلی را دوست داشت شکست عشقی بدی میخوره. شقایق که از اول هم عاشقانه احسان را دوست داشته بعد به احسان نزدیک میشه ولی احسان بدجوری او را بیرون میکنه و یکی دو روز بعد قبول میکنه که با شقایق ازدواج کنه به این شرط که تا ابد جدا از هم زندگی کنند و فقط در ظاهر زوج خوشبختی باشند... شقایق که عشق او را کور کرده بود تمام شرط و شروط احسان را میپذیره و به این فکر میکنه که بالاخره از محبت خارها گل میشود. در حالیکه نمیدونسته احسان دیگه قلبی نداره که به او تقدیم کنه. سرنوشت انتقام خودش را از لیلی و سعید میگیره و ....
نویسنده: نجمه پژمان
حجم کتاب: 294 KB
این داستان، داستان زندگی دختر جوانی به نام شقایق است. شقایق در یک خانواده معمولی در جنوب شهر تهران زندگی میکرد. خواهر شقایق لیلی با احسان ازدواج کرده بود و در ظاهر زوج خوشبختی بودند. شقایق هم عمیقاً شوهر خواهرش را دوست داشت. زندگی آرام و خوبی داشتند تا اینکه پسر عموشون سعید بعد از سالها از ژاپن بر میگرده و آتش زیر خاکستر مانده عشق لیلی را با خواستگاری از شقایق روشن میکنه. شقایق به سرعت او را رد میکنه ولی لیلی پنهانی با سعید قرار میذاره و تصمیم میگیره که از احسان جدا بشه و با سعید ازدواج بکنه. احسان که عاشقانه لیلی را دوست داشت شکست عشقی بدی میخوره. شقایق که از اول هم عاشقانه احسان را دوست داشته بعد به احسان نزدیک میشه ولی احسان بدجوری او را بیرون میکنه و یکی دو روز بعد قبول میکنه که با شقایق ازدواج کنه به این شرط که تا ابد جدا از هم زندگی کنند و فقط در ظاهر زوج خوشبختی باشند... شقایق که عشق او را کور کرده بود تمام شرط و شروط احسان را میپذیره و به این فکر میکنه که بالاخره از محبت خارها گل میشود. در حالیکه نمیدونسته احسان دیگه قلبی نداره که به او تقدیم کنه. سرنوشت انتقام خودش را از لیلی و سعید میگیره و ....
رمان - حریم عشق
ارسال کننده: سيد محمد رضا خطيب | تاریخ ارسال:
1388 / 05 / 5
نویسنده: رویا خسرونجدی
حجم کتاب: 347 KB
او آمد ، امابا لباسي ديگر چهره اش در اولين لحظات نا آشنا مي نمود ، ولي لبخند زيبايش او را همان آشناي قبلي معرفي ميكرد . به محض ديدنش جلو رفتم بارها نزد خود اين صحنه را تجسم نموده و برخوردم را تمرين كرده بودم . با اينحال مطمئن هستم كه باز چهره ام مرا بي نهايت دستپاچه نشان مي داد و صدايم از شدت هيجان مي لرزيد . سلام كردم . نگاهش طور خاصي بود ، گويا برايش آشنا بودم ولي صدايش پر از ترديد بود . -------------------- ساخته شده با پرنیان
نویسنده: رویا خسرونجدی
حجم کتاب: 347 KB
او آمد ، امابا لباسي ديگر چهره اش در اولين لحظات نا آشنا مي نمود ، ولي لبخند زيبايش او را همان آشناي قبلي معرفي ميكرد . به محض ديدنش جلو رفتم بارها نزد خود اين صحنه را تجسم نموده و برخوردم را تمرين كرده بودم . با اينحال مطمئن هستم كه باز چهره ام مرا بي نهايت دستپاچه نشان مي داد و صدايم از شدت هيجان مي لرزيد . سلام كردم . نگاهش طور خاصي بود ، گويا برايش آشنا بودم ولي صدايش پر از ترديد بود . -------------------- ساخته شده با پرنیان
رمان - چشمهايي به رنگ عسل
ارسال کننده: سيد محمد رضا خطيب | تاریخ ارسال:
1388 / 05 / 2
نویسنده: زهره کلهر
حجم کتاب: 391 KB
داستان زندگی دختر بینهایت زیبایی به نام شیدا که توی یک خانواده خیلی مرفه زندگی میکرده در عشق اول شکست سختی خورده که باعث آسیبهای روانی زیادی براش میشه و برای فرار از آنها برای کار به یک شرکت میره که با رئیس شرکت فرزاد عشقی آتشین پیدا میکنند و .... ------------- ساخته شده با پرنیان
نویسنده: زهره کلهر
حجم کتاب: 391 KB
داستان زندگی دختر بینهایت زیبایی به نام شیدا که توی یک خانواده خیلی مرفه زندگی میکرده در عشق اول شکست سختی خورده که باعث آسیبهای روانی زیادی براش میشه و برای فرار از آنها برای کار به یک شرکت میره که با رئیس شرکت فرزاد عشقی آتشین پیدا میکنند و .... ------------- ساخته شده با پرنیان
رمان - سفر به مرکز زمین
ارسال کننده: کمال | تاریخ ارسال:
1388 / 04 / 30
نویسنده: ژول ورن
حجم کتاب: 186 KB
سفر به مرکز کره زمین [Voyage au centre de la Terre]. رمانی پرحادثه از ژول ورن (1828-1905)، نویسنده فرانسوی، منتشر شده به سال 1864. در خانه آرام محله قدیمی هامبورگ، آکسل به کارهای عموی تند خوی خود، پروفسور لیدنبروک، که زمین شناسی متبحر است کمک میکند و به آکسل دختر خوانده اوگراوبن در نهان عشق میورزد،. پس از کشف یک نوشته رمزی و کهنه نظم امور ناگهان به هم میریزد. در این نوشته رمزی، آرنه ساکنوسم، کیمیاگر ایسلندی قرن شانزدهم، شرح میدهد که چگونه از طریق یکی از دهانه های کوه آتشفشان خاموش اسنِفِلس در ایسلند تا مرکز کره زمین پیش رفته است. پروفسور لیدنبروک، بی آنکه لحظهای را هدر دهد گروهی را برای سفر اکتشافی آماده میسازد. و یک ماه بعد، به دنبال یک راهنمای ایسلندی به نام بیلکه، که برعکس پروفسور مردی خونسرد و بلغمی مزاج است، عمو و برادرزاده از راه همان دهانه آتشفشان خاموش وارد زمین میشوند. این سفر پر از حوادث هیجان آور است. از جمله: گم شدن و پیدا شدن آکسل، تشنگی، عبور از روی یک دریای زیرزمینی که به نور پدیده الکتریکی ناشناختهای روشن است و بر کنارههای آن رستنیهای کوه پیکر دوران دوم زمین شناسی سر برآورده است؛ نبرد مرگ و زندگی میان دو دایناسور؛ برخاستن توفان و غرق شدن کلک آنها؛ کشف سنگواره انسان دوره چهارم زمین شناسی، که بعدا موضوع سخنرانی عالمانه پروفسور قرار میگیرد؛ سپس، برخورد با یک موجود زنده (انسان یا حیوان)، و نهایتا گمگشتگی درمنطقه ای ناشناخته .... کتاب محتوای ادبی قابل توجهی دارد. مناظر وهم آمیز، به صورت مجسم و بی پیرایه وصف شده است. سه قهرمان رمان از زنده ترین آفریده های ژول ورن اند و شخصیت ها از نظر روانشناسی منسجم و منضبط اند و با توفیق کامل و در تقابلی سنجیده و دلپذیر همدیگر را متعادل میکنند.
نویسنده: ژول ورن
حجم کتاب: 186 KB
سفر به مرکز کره زمین [Voyage au centre de la Terre]. رمانی پرحادثه از ژول ورن (1828-1905)، نویسنده فرانسوی، منتشر شده به سال 1864. در خانه آرام محله قدیمی هامبورگ، آکسل به کارهای عموی تند خوی خود، پروفسور لیدنبروک، که زمین شناسی متبحر است کمک میکند و به آکسل دختر خوانده اوگراوبن در نهان عشق میورزد،. پس از کشف یک نوشته رمزی و کهنه نظم امور ناگهان به هم میریزد. در این نوشته رمزی، آرنه ساکنوسم، کیمیاگر ایسلندی قرن شانزدهم، شرح میدهد که چگونه از طریق یکی از دهانه های کوه آتشفشان خاموش اسنِفِلس در ایسلند تا مرکز کره زمین پیش رفته است. پروفسور لیدنبروک، بی آنکه لحظهای را هدر دهد گروهی را برای سفر اکتشافی آماده میسازد. و یک ماه بعد، به دنبال یک راهنمای ایسلندی به نام بیلکه، که برعکس پروفسور مردی خونسرد و بلغمی مزاج است، عمو و برادرزاده از راه همان دهانه آتشفشان خاموش وارد زمین میشوند. این سفر پر از حوادث هیجان آور است. از جمله: گم شدن و پیدا شدن آکسل، تشنگی، عبور از روی یک دریای زیرزمینی که به نور پدیده الکتریکی ناشناختهای روشن است و بر کنارههای آن رستنیهای کوه پیکر دوران دوم زمین شناسی سر برآورده است؛ نبرد مرگ و زندگی میان دو دایناسور؛ برخاستن توفان و غرق شدن کلک آنها؛ کشف سنگواره انسان دوره چهارم زمین شناسی، که بعدا موضوع سخنرانی عالمانه پروفسور قرار میگیرد؛ سپس، برخورد با یک موجود زنده (انسان یا حیوان)، و نهایتا گمگشتگی درمنطقه ای ناشناخته .... کتاب محتوای ادبی قابل توجهی دارد. مناظر وهم آمیز، به صورت مجسم و بی پیرایه وصف شده است. سه قهرمان رمان از زنده ترین آفریده های ژول ورن اند و شخصیت ها از نظر روانشناسی منسجم و منضبط اند و با توفیق کامل و در تقابلی سنجیده و دلپذیر همدیگر را متعادل میکنند.
رمان - رؤياي روي تپه
ارسال کننده: سيد محمد رضا خطيب | تاریخ ارسال:
1388 / 04 / 28
نویسنده: ليلين پيك
مترجم: عطيه رفيعي
حجم کتاب: 242 KB
نيكولا در مدرسهاي دور از زادگاهش مشغول تدريس بود نامهاي از مادرش دريافت ميكند تا براي كمك به او به خانه بازگردد. نيكولا با علاقهاي كه نسبت به مادرش داشت شغل مورد علاقه خود را رها ميكند و عازم زادگاهش ميشود. در بين راه با دكتر كانر ميشل كه به علت فوت پدرش، شغل خود را در بيمارستان معتبر و معروف رها كرده و براي تصدي شغل پدرش به عنوان پزشك ناحيهاي كه اتفاق" همان زادگاه نيكولا بود، ميرفت آشنا ميشود نيكولا خوشحال از اينكه كسي را يافته كه همدردش ميباشد و آشنايي با او در موقعيتش اثر مثبت خواهد داشت، اما متأسفانه برخلاف تصورش آنها نميتوانستند همديگر را تحمل كنند. زيرا نيكولا فكر ميكرد كانر فردي مستبد و متعصب است و كانر نيز اين تصور را داشت كه او فردي بيبند و بار است. ساخته شده با پرنیان
نویسنده: ليلين پيك
مترجم: عطيه رفيعي
حجم کتاب: 242 KB
نيكولا در مدرسهاي دور از زادگاهش مشغول تدريس بود نامهاي از مادرش دريافت ميكند تا براي كمك به او به خانه بازگردد. نيكولا با علاقهاي كه نسبت به مادرش داشت شغل مورد علاقه خود را رها ميكند و عازم زادگاهش ميشود. در بين راه با دكتر كانر ميشل كه به علت فوت پدرش، شغل خود را در بيمارستان معتبر و معروف رها كرده و براي تصدي شغل پدرش به عنوان پزشك ناحيهاي كه اتفاق" همان زادگاه نيكولا بود، ميرفت آشنا ميشود نيكولا خوشحال از اينكه كسي را يافته كه همدردش ميباشد و آشنايي با او در موقعيتش اثر مثبت خواهد داشت، اما متأسفانه برخلاف تصورش آنها نميتوانستند همديگر را تحمل كنند. زيرا نيكولا فكر ميكرد كانر فردي مستبد و متعصب است و كانر نيز اين تصور را داشت كه او فردي بيبند و بار است. ساخته شده با پرنیان
رمان - مومیایی
ارسال کننده: کمال | تاریخ ارسال:
1388 / 04 / 16
نویسنده: ماکس آلن کولینز
حجم کتاب: 158 KB
مرد به زحمت خود را به بالای تپۀ شنی کشاند؛ در پس او صف درازی از کشته های دشمن بر زمینی که از خون خود او رنگین شده بود، به چشم می خورد. او که زمانی نام اش لرزه بر پشت دشمنان می افکند، اینک از شدت درد زخمی که به پهلو داشت، به زانو در آمد. درون سرش انگار آتشی شعله ور بود و استخوان سفید جمجمه اش برق می زد. سال ها قبل، در سرزمین اجدادی اش، آکاد، مطابق سنتی قدیمی، پوست سر او را برداشته بودند و اینک استخوان برهنۀ جمجمه اش ترس به دل ها می افکند
نویسنده: ماکس آلن کولینز
حجم کتاب: 158 KB
مرد به زحمت خود را به بالای تپۀ شنی کشاند؛ در پس او صف درازی از کشته های دشمن بر زمینی که از خون خود او رنگین شده بود، به چشم می خورد. او که زمانی نام اش لرزه بر پشت دشمنان می افکند، اینک از شدت درد زخمی که به پهلو داشت، به زانو در آمد. درون سرش انگار آتشی شعله ور بود و استخوان سفید جمجمه اش برق می زد. سال ها قبل، در سرزمین اجدادی اش، آکاد، مطابق سنتی قدیمی، پوست سر او را برداشته بودند و اینک استخوان برهنۀ جمجمه اش ترس به دل ها می افکند

