عضویت در خبرنامه
برای اطلاع از به روز شدن سایت و دریافت کتاب های جدید در خبرنامه عضو شوید .
  • ایمیل :
  • کد امنیتی زیر را وارد کنید :
  • کد امنیتی
  • * اگر من جای مدیر سایت بودم ...
     
    (نظر، انتقاد، پیشنهاد و درصورت تمایل نام خود را در زیر ذکر کنید)
    رمان - بوسه تقدير
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 07 / 9
    نویسنده: فريده شجاعي

    حجم کتاب: 441 KB

    رماني زيبا از خانوم فريده شجاعي . بر اساس واقعيت و ساخته شده با پرنيان

    لینک ثابت  |  نظرات [3 نظر]   |   تعداد دانلود: 5889

    رمان - رمان همخونه
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 07 / 7
    نویسنده: مریم ریاحی

    حجم کتاب: 335 KB

    حاج رضا با چهره ي آرام و مهربانش زمزمه كنان صلواتي فرستاد و قرآن را بست و عينك را از روي صورتش برداشت و چشمهايش را ماليد و گفت: چيزي نيست دخترم هول نكن . اتفاق خاصي هم نيافتاده اول كمي استراحت كن بعدا... ....................... رمانی زیبا و پر طرفدار ساخته شده با پرنیان

    لینک ثابت  |  نظرات [2 نظر]   |   تعداد دانلود: 5635

    رمان - عشق ماندگار
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 31
    نویسنده: فائزه عطاریان

    حجم کتاب: 286 KB

    زمانی که میهمانان یکی پس از دیگری رفتند اردلان خواست که با ماشین گشتی بزنیم.وقتی سوار ماشین شدم گفت:آخیش بالاخره تنها شدیم،سایه نمی دونی من بیشتر از قبل عاشقت شدم،امروز عصر که اومدم آرایشگاه سراغت وقتی دیدمت فهمیدم که خیلی بیشتر از قبل دوستت دارم.حالام بعد از اینکه عقد کردیم دیگه می خوام جونمو برات بدم،اگه بدونی چقدر دوستت دارم.سایه باورت نمی شه من چقدر احساس سرخوشی می کنم اصلا باورم نمی شد تو روزی همسرم بشی سایه من خیلی خاطرت رو می خوام.

    لینک ثابت  |  نظرات [0 نظر]   |   تعداد دانلود: 5336

    رمان - کسی پشت سرم اب نریخت
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 28
    نویسنده: نیلوفر لاری

    حجم کتاب: 249 KB

    رمانی زیبا که پیشنهاد میکنم حتما بخونید.

    لینک ثابت  |  نظرات [2 نظر]   |   تعداد دانلود: 6936

    رمان - بی ستاره
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 21
    نویسنده: مریم ریاحی

    حجم کتاب: 176 KB

    الان بهترم ... با این که خیلی خسته ام با خودم می گم ((اصلا مهم نیست ...ولش کن... مگه وقتم رو از سر راه اوردم که دنبال اون نامرد راه بیافتم؟!

    لینک ثابت  |  نظرات [0 نظر]   |   تعداد دانلود: 5267

    رمان - تلافی
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 19
    نویسنده: سیمین شیر دل

    حجم کتاب: 255 KB

    مادر میخواد ازدواج کنه.... نمی دونم در آیینه بود یا خودم بودم که حرف می زدم . هر چه بود خیلی سمج بود . مدام ، در فضای ساکت اتاق تکرار می شد تا حقیقت تلخ را بر سرم بکوبد که در شرف انجام شدن بود . دلم می خواست از جلوی ایینه بلند شوم ؛ اما قدرت اینکار را نداشتم و همانطور پریشان .... ................... ساخته شده با پرنیان

    لینک ثابت  |  نظرات [0 نظر]   |   تعداد دانلود: 5271

    رمان - تقدیر شیرین
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 16
    نویسنده: زهرا اسدی

    حجم کتاب: 195 KB

    زنگ آخر به صدا در آمد و بچه ها دوان دوان از كلاسها بيرون آمدند تا هر چه زودتر از مدرسه خارج شوند .من و ليلا هم كيفهايمان را برداشتيم و راهي منزل شديم .نيم روز بود و هوا نسبتا گرم مسيري كه ما براي رسيدن به خانه انتخاب كرده بوديم يكي از كوتاهترين و متنوعترين راهها بود چون كه وجود بازارچه اي كه تقريبا نيمي از راه را بخود اختصاص داده بود سبب ميشد خستگي راه را كمتر احساس كنيم.وجود مغازه هاي مختلف و رفت و آمد مردم سر و صداي اتومبيلهاي در حال حركت و داد وفرياد دست فروشها كه هر كدام سعي داشتند جنس خود را به فروش برسانند هميشه باعث تفريح ما ميشد ..................... ساخته شده با پرنیان

    لینک ثابت  |  نظرات [0 نظر]   |   تعداد دانلود: 8132

    رمان - پسری در بهار
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 10
    نویسنده: فرهاد قائمی

    حجم کتاب: 211 KB

    همینجور كه سرم پائین بود و دستم تو جیبم، به زمین خیره بودم و تو تاریکی شب توی یه کوچه خلوت زیرِ بارون و نسیم خنكِ هواى بهاری این شهر پر دغدغه راه میرفتم. چند روزى از عید گذشته بود، همه شاد بودن، همه میرفتن خونه آشناهاشون. اما بین این همه آدمِ خوشحال من دلم گرفته بود. ساعت رو نگاه كردم از نیم شب گذشته بود و كوچه ها خلوته خلوت بود. ..................... ساخته شده با پرنیان

    لینک ثابت  |  نظرات [0 نظر]   |   تعداد دانلود: 5565

    رمان - افسون سبز
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 8
    نویسنده: تکین حمزه لو

    حجم کتاب: 330 KB

    افکارم مثل جنگلی تاریک پر از سوال و سیاهی شک و تردید بود. من نا خداگاه میان این سیاهی دست و پا می زدم. آنقدر سوال در ذهن داشتم که می دانستم تلاش برای پیدا کردن جواب درست برابر است با دست و پا زدن در مردابی که فقط باعث پایین تر رفتن من میشود. این چه پیشانی نوشتی بود که داشتم؟ یعنی از ابتدا و از روز اول سرنوشت هر کس مقدر شده و همه مجبور به بازی کردن نقش مان هستیم؟ سوال... سوال... سوال!!! ..................... ساخته شده با پرنیان

    لینک ثابت  |  نظرات [0 نظر]   |   تعداد دانلود: 5356

    رمان - پدر سالار
    ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب  |  تاریخ ارسال: 1388 / 06 / 7
    نویسنده: ناهید سلیمانخانی

    حجم کتاب: 282 KB

    سر کوچه که رسیدم هنوز تمام دیوار خراب نشده بود.پلاک فلزی به میخ شکسته و آویزان بودو تلو تلو میخورد و خاکو گردو غبار در نم آن بد از ظهر پایزی همچون بخار به نظر میرسید.قیژ قیژ ماشین خاک برداری که بی‌ ترس و اهمه داشت پیش میرفت و ملک آقا بزرگ را پودر میکردتا چند خیابان آن سؤ تر میامد.آجر به اجر بنای قدیمیبا خاک یکسان میشد و انگار هویت من بود که داشت فرو مریخت.هیچیک از ایل و تبار طلا چی‌ شاهد نبود شدن مجتمع نبودند جز من. ........................... ساخته شده با پرنیان

    لینک ثابت  |  نظرات [0 نظر]   |   تعداد دانلود: 3940

    © تمامی حقوق برای سایت کتابخانه مجازی موبایل محفوظ است.
    طراحی و گرافیک : رویان وب