رمان - الهه ناز 1
ارسال کننده: كيوان مهاجرى | تاریخ ارسال:
1389 / 05 / 6
نویسنده: مریم اولیایی
حجم کتاب: 374 KB
روزها بی توجه به ما میگذرند.زمان بخاطر آدم ها توقف نمی کند چه بی رحمانه اند ثانیه ها ! ....چه روز شومی بود آن روز که برادرم علی ، خودش را بخاطر عشقش دار زد....این کتاب توسط Read Maniac ساخته شده است.
نویسنده: مریم اولیایی
حجم کتاب: 374 KB
روزها بی توجه به ما میگذرند.زمان بخاطر آدم ها توقف نمی کند چه بی رحمانه اند ثانیه ها ! ....چه روز شومی بود آن روز که برادرم علی ، خودش را بخاطر عشقش دار زد....این کتاب توسط Read Maniac ساخته شده است.
رمان - حدیث انتظار
ارسال کننده: مرتضی بناری | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 31
نویسنده: مژده کوهی
حجم کتاب: 204 KB
برای چندمین بار بود که صدای پدر بلند می شد:حاضر شدید؟ ای بابا من نمی دونم برداشتن یه ساک و لباس پوشیدن چقدر معطلی داره؟.......این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
نویسنده: مژده کوهی
حجم کتاب: 204 KB
برای چندمین بار بود که صدای پدر بلند می شد:حاضر شدید؟ ای بابا من نمی دونم برداشتن یه ساک و لباس پوشیدن چقدر معطلی داره؟.......این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
رمان - اشک لیلی
ارسال کننده: رسول ملکشاهی | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 20
نویسنده: مریم دالایی
حجم کتاب: 277 KB
نگاه بی قرارش به آسمان دوخته شده بود و از نه دل دعا میکرد.فردا نتایج اعلام و سرنوشت مانی معلوم می شد.همان که همیشه با نگاهی شیطنت بار دلش را لرزانده و وجودش را آکنده از عشق و نیاز نموده بود......این کتاب توسط پرنیان تهیه گردیده است.
نویسنده: مریم دالایی
حجم کتاب: 277 KB
نگاه بی قرارش به آسمان دوخته شده بود و از نه دل دعا میکرد.فردا نتایج اعلام و سرنوشت مانی معلوم می شد.همان که همیشه با نگاهی شیطنت بار دلش را لرزانده و وجودش را آکنده از عشق و نیاز نموده بود......این کتاب توسط پرنیان تهیه گردیده است.
رمان - وصال
ارسال کننده: مرتضی بناری | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 19
نویسنده: فروغ ستوده مهر
حجم کتاب: 206 KB
مثل هر روز ماشین شیک و گران قیمت آقای صولتی از جلوی چشمان همسایگان گذشت در حالی که نوه ی زیبا و مغرور او با آرامش به صندلی تکیه داده بود و به اطراف نگاه می کرد.مرد میانسالی همسایه ی روبرویی آقای صولتی بود ، اخمی به چهره آورد.....این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
نویسنده: فروغ ستوده مهر
حجم کتاب: 206 KB
مثل هر روز ماشین شیک و گران قیمت آقای صولتی از جلوی چشمان همسایگان گذشت در حالی که نوه ی زیبا و مغرور او با آرامش به صندلی تکیه داده بود و به اطراف نگاه می کرد.مرد میانسالی همسایه ی روبرویی آقای صولتی بود ، اخمی به چهره آورد.....این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
رمان - مهر و مهتاب
ارسال کننده: فاطمه ميرزايي | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 16
نویسنده: تكين حمزه لو
حجم کتاب: 383 KB
هر "مهری" خاطره ای "مهتاب" گونه دارد........این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
نویسنده: تكين حمزه لو
حجم کتاب: 383 KB
هر "مهری" خاطره ای "مهتاب" گونه دارد........این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
رمان - در اغوش رويا
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 13
نویسنده: مريم صمدي
حجم کتاب: 503 KB
شرح پشت جلد: عشق چیست ؟ ایا جز این است که موهبتی است الهی که خداوند ان را فقط به تعداد معدودی از انسانها می دهد، چیزی که تا انتهای خلقت وجود دارد بلند است و جاودانی.به راستی که عشق زودتر از نسیمی که بربوستان می ورزد، از قلبها عبورمی کند نمی دانم در کجا خوانده ام که عشق زیباست چون جوانه بهاری، مهربان است چون نسیم، سخاوتمند چون باران و شیرین چون عسل.لطافتی است که لمسش ناممکن نیست ولی بسیار دشوار است، ناملموس نیست ولی... حرکتی جاودانه درقلب است .باید تجربه کرد تا فهمید عشق را و حال عاشقان را.سابق براین کلمه عشق را ناچیز می دانستم اما امروز از نظرم لطیف است.دوست داشتم حسش کنم هیچگاه ارزویی جنون امیز چون این را نداشتم ارزویی که امکانش نیست...
نویسنده: مريم صمدي
حجم کتاب: 503 KB
شرح پشت جلد: عشق چیست ؟ ایا جز این است که موهبتی است الهی که خداوند ان را فقط به تعداد معدودی از انسانها می دهد، چیزی که تا انتهای خلقت وجود دارد بلند است و جاودانی.به راستی که عشق زودتر از نسیمی که بربوستان می ورزد، از قلبها عبورمی کند نمی دانم در کجا خوانده ام که عشق زیباست چون جوانه بهاری، مهربان است چون نسیم، سخاوتمند چون باران و شیرین چون عسل.لطافتی است که لمسش ناممکن نیست ولی بسیار دشوار است، ناملموس نیست ولی... حرکتی جاودانه درقلب است .باید تجربه کرد تا فهمید عشق را و حال عاشقان را.سابق براین کلمه عشق را ناچیز می دانستم اما امروز از نظرم لطیف است.دوست داشتم حسش کنم هیچگاه ارزویی جنون امیز چون این را نداشتم ارزویی که امکانش نیست...
رمان - مسافر مهتاب
ارسال کننده: مرتضی بناری | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 13
نویسنده: نسرین سیفی
حجم کتاب: 186 KB
قسمتی از متن: سعید و وحید هردو وارد کافی شاپ شدند.یک نفر از پشت میزش بلند شد و برایشان دست تکان داد، به طرفش رفتند و گفت : سلام دوقلوهای کوچک و بزرگ.سلام پسر تو باز اینجا ولویی........پوریا: من منتظر خانمم اگه بیاد ببینه دارم بدون اون می خورم کله امو میکنه.سعید بلند شد گفت: خاک بر سر زن ذلیلت کنم.پوریا گفت:اینا همه اش عشقه جانم.............. این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
نویسنده: نسرین سیفی
حجم کتاب: 186 KB
قسمتی از متن: سعید و وحید هردو وارد کافی شاپ شدند.یک نفر از پشت میزش بلند شد و برایشان دست تکان داد، به طرفش رفتند و گفت : سلام دوقلوهای کوچک و بزرگ.سلام پسر تو باز اینجا ولویی........پوریا: من منتظر خانمم اگه بیاد ببینه دارم بدون اون می خورم کله امو میکنه.سعید بلند شد گفت: خاک بر سر زن ذلیلت کنم.پوریا گفت:اینا همه اش عشقه جانم.............. این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
رمان - تو را من چشم در راهم
ارسال کننده: مرتضی بناری | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 12
نویسنده: وجیهه علی اكبری سامانی
حجم کتاب: 124 KB
از پشت پنجره بسته ی اتاقم ،در طبقه ی چهاردهم در خیابان اصلی هیچ صدایی به داخل رخنه نمی کند.فقط سکوت است و سکوت.....این رمان توسط پرنیان ساخته شده است.
نویسنده: وجیهه علی اكبری سامانی
حجم کتاب: 124 KB
از پشت پنجره بسته ی اتاقم ،در طبقه ی چهاردهم در خیابان اصلی هیچ صدایی به داخل رخنه نمی کند.فقط سکوت است و سکوت.....این رمان توسط پرنیان ساخته شده است.
رمان - جاده بی انتهای عشق
ارسال کننده: مرتضی بناری | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 11
نویسنده: مرضیه طهماسبی
حجم کتاب: 338 KB
اول نگاهم به برگه فارغ التحصیلم افتاد که اسمم رو درشت روش نوشته بودن:ربکا جوهانسون.......این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
نویسنده: مرضیه طهماسبی
حجم کتاب: 338 KB
اول نگاهم به برگه فارغ التحصیلم افتاد که اسمم رو درشت روش نوشته بودن:ربکا جوهانسون.......این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
رمان - قاصدک
ارسال کننده: مرتضی بناری | تاریخ ارسال:
1389 / 04 / 11
نویسنده: مهسا طایع
حجم کتاب: 179 KB
عقربه های ساعت دوازده شب را نشان می داد.مینا نگاه خسته اش را از دکتر برگرفت و پشت به او به طرف پنجره ایستاد،...دکتر تو رو خدا هرکاری از دستتون بر میاد براش انجام بدین........این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.
نویسنده: مهسا طایع
حجم کتاب: 179 KB
عقربه های ساعت دوازده شب را نشان می داد.مینا نگاه خسته اش را از دکتر برگرفت و پشت به او به طرف پنجره ایستاد،...دکتر تو رو خدا هرکاری از دستتون بر میاد براش انجام بدین........این رمان توسط پرنیان تهیه گردیده است.


