* اگر من جای مدیر سایت بودم ...
(نظر، انتقاد، پیشنهاد و درصورت تمایل نام خود را در زیر ذکر کنید)
(نظر، انتقاد، پیشنهاد و درصورت تمایل نام خود را در زیر ذکر کنید)
رمان - گندم
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 10 / 11
نویسنده: م. مودب پور
حجم کتاب: 357 KB
خلاصه داستان : يه باغ قديمي كه هر گوشه آن يكي از فرزندان و در وسط باغ پدر بزرگ زندگي مي كنه. پسر عمه عاشق دختر دايي ميشه، پسر داييه عاشق دختر عموش ميشه و ماجراهايي كه پيش مياد. و باز هم مثل همیشه یکی شوخ و بذله گو و شاد و یکی ساکت و متفکر و کم حرف . اینبار پایانش یک کم بهتر از بقیه رمانهاست ولی اخرش غافلگیر میشین. از دست ندید ............. ساخته شده با پرنیان
نویسنده: م. مودب پور
حجم کتاب: 357 KB
خلاصه داستان : يه باغ قديمي كه هر گوشه آن يكي از فرزندان و در وسط باغ پدر بزرگ زندگي مي كنه. پسر عمه عاشق دختر دايي ميشه، پسر داييه عاشق دختر عموش ميشه و ماجراهايي كه پيش مياد. و باز هم مثل همیشه یکی شوخ و بذله گو و شاد و یکی ساکت و متفکر و کم حرف . اینبار پایانش یک کم بهتر از بقیه رمانهاست ولی اخرش غافلگیر میشین. از دست ندید ............. ساخته شده با پرنیان
رمان - سیاوش
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 09 / 10
نویسنده: نرگس عینی
حجم کتاب: 290 KB
مهری با دیدن چهره ی غمگین اردلان از لحظاتی پیش انتظار شنیدن چنین خبری را داشت با زاری گفت : - خدای من ! اشکان بیچاره ی من ! وبعد به گریه افتاد . اردلان آهی کشید و از جا برخاست و گفت : - من میرم بیمارستان . مهری هم بلند شد و گفت : - منم میام اردلان مخالفت کرد و گفت : - نه مامان شما بمونین خونه انشالله که طوری نشده بهتون تلفن میکنم اما مهری با بی قراری گفت : - من دلم اروم و قرار نداره . منم باهات میام . و در پی حرف او فریدون نیز اماده رفتن شد و هرسه خانه را ترک کردند . ................ ساخته شده با پرنیان
نویسنده: نرگس عینی
حجم کتاب: 290 KB
مهری با دیدن چهره ی غمگین اردلان از لحظاتی پیش انتظار شنیدن چنین خبری را داشت با زاری گفت : - خدای من ! اشکان بیچاره ی من ! وبعد به گریه افتاد . اردلان آهی کشید و از جا برخاست و گفت : - من میرم بیمارستان . مهری هم بلند شد و گفت : - منم میام اردلان مخالفت کرد و گفت : - نه مامان شما بمونین خونه انشالله که طوری نشده بهتون تلفن میکنم اما مهری با بی قراری گفت : - من دلم اروم و قرار نداره . منم باهات میام . و در پی حرف او فریدون نیز اماده رفتن شد و هرسه خانه را ترک کردند . ................ ساخته شده با پرنیان
رمان - عشقی در برهوت
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 09 / 3
نویسنده: پروین دروگر
حجم کتاب: 227 KB
یکی از رمانهای بسیار زیبای این نویسنده
نویسنده: پروین دروگر
حجم کتاب: 227 KB
یکی از رمانهای بسیار زیبای این نویسنده
رمان - بشنو از دل
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 08 / 30
نویسنده: ن . نوری
حجم کتاب: 170 KB
فوق العاده خوندنی و جذاب
نویسنده: ن . نوری
حجم کتاب: 170 KB
فوق العاده خوندنی و جذاب
رمان - اشنایی از حریر
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 08 / 29
نویسنده: مریم جعفری
حجم کتاب: 203 KB
رمانی جذاب و خواندنی که در کارگاه پرنیان ساخته شده .
نویسنده: مریم جعفری
حجم کتاب: 203 KB
رمانی جذاب و خواندنی که در کارگاه پرنیان ساخته شده .
رمان - زیبای عرب
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 08 / 29
نویسنده: سهیلا بامیان
حجم کتاب: 234 KB
«اصلا به فکرم نرسید بود که ممکن است او گوشی ا برداردپس او به ایران برگشته بود همان طور که قول داده بود می خواست تا در مراسم دایی شرکت کنه.شنیدن صدای او سبب شده بود که اشکهایم ارام ارام جاری شوددلم می خواست ساعتها به شنیدن صدای مهربان و کلام دلنشینش می نشستم خدا می دانست چقدر دلتنگ دیدن او وشنیدن حرفهای طنزامیز و شوخش بودم روزهای بسیاری بود که با خود می جنگیدم تا او و یادش را به فراموشی بسپارم امااین امر از توان من خارج بود دلم به سویش پر می کشید واتش حسرتی زیر پوستم می دوید و همه وجودم را گداخته وتب دار می کرد......» ........... ساخته شده با پرنیان
نویسنده: سهیلا بامیان
حجم کتاب: 234 KB
«اصلا به فکرم نرسید بود که ممکن است او گوشی ا برداردپس او به ایران برگشته بود همان طور که قول داده بود می خواست تا در مراسم دایی شرکت کنه.شنیدن صدای او سبب شده بود که اشکهایم ارام ارام جاری شوددلم می خواست ساعتها به شنیدن صدای مهربان و کلام دلنشینش می نشستم خدا می دانست چقدر دلتنگ دیدن او وشنیدن حرفهای طنزامیز و شوخش بودم روزهای بسیاری بود که با خود می جنگیدم تا او و یادش را به فراموشی بسپارم امااین امر از توان من خارج بود دلم به سویش پر می کشید واتش حسرتی زیر پوستم می دوید و همه وجودم را گداخته وتب دار می کرد......» ........... ساخته شده با پرنیان
رمان - شیرین
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 08 / 28
نویسنده: م. مودب پور
حجم کتاب: 388 KB
باز هم کتابی زیبا از سری کتابهای م. مودب پور با پایانی تلخ . در صورتی که این کتاب رو در وبلاگ یا سایتتون میزارید منبع رو ذکر کنید . با تشکر ............. ساخته شده با پرنیان.
نویسنده: م. مودب پور
حجم کتاب: 388 KB
باز هم کتابی زیبا از سری کتابهای م. مودب پور با پایانی تلخ . در صورتی که این کتاب رو در وبلاگ یا سایتتون میزارید منبع رو ذکر کنید . با تشکر ............. ساخته شده با پرنیان.
رمان - سکوت عشق
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 08 / 26
نویسنده: مریم فولادی
حجم کتاب: 352 KB
به او گفتم تو اسم این رو چی میزاری؟ با گریه گفت: سکوت عشق...
نویسنده: مریم فولادی
حجم کتاب: 352 KB
به او گفتم تو اسم این رو چی میزاری؟ با گریه گفت: سکوت عشق...
رمان - حریر نگاه
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 08 / 26
نویسنده: مریم قاسمی (دریا)
حجم کتاب: 278 KB
رمانی جذاب و عشقی .
نویسنده: مریم قاسمی (دریا)
حجم کتاب: 278 KB
رمانی جذاب و عشقی .
رمان - دختر افتاب
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 08 / 23
نویسنده: سهيلا باميان
حجم کتاب: 366 KB
جذاب و خواندني
نویسنده: سهيلا باميان
حجم کتاب: 366 KB
جذاب و خواندني

