* اگر من جای مدیر سایت بودم ...
(نظر، انتقاد، پیشنهاد و درصورت تمایل نام خود را در زیر ذکر کنید)
(نظر، انتقاد، پیشنهاد و درصورت تمایل نام خود را در زیر ذکر کنید)
رمان - بیگانه ای در دهکده
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 12 / 21
نویسنده: مارک انتواین
حجم کتاب: 175 KB
یکی از صد کتابی که پیشنهاد شده حتما قبل از مرگ خوانده شود.
نویسنده: مارک انتواین
حجم کتاب: 175 KB
یکی از صد کتابی که پیشنهاد شده حتما قبل از مرگ خوانده شود.
رمان - دختري در مه
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 12 / 13
نویسنده: تكين حمزه لو
حجم کتاب: 387 KB
صدای منتظر و عجول عاقد بلند شد:عروس خانم وکیلم؟ از جایش بلند شد و ایستاد.همه هاج و واج نگاهش می کردند.خودش هم نمی دانست برای چه بلند شده است.چه می خواست بگوید؟در دل از حرکتش خنده اش گرفتدرست مثل دیوانه ها!اما انگار این دیوانگی مسری بود چون بعد از چند لحظه داماد هم بلند شد و ایستاد سرش به سفرهه ی قند خورد و کپه ی خاکه های قند روی موهایش رد سفیدی به جا گذاشت.به صورت های نگران و منتظر اطرافیان نگاه کرد.برادرش طوری به جلو خم شده بود انگار قرار است او بیفتد. صورتش از انتظار کج و کوله شده بود.دوباره به مادرش نگاه کرد.صورت نگران مادرش حالا اشکارا درهم و عصبی شده بود.در یک لحظه تمام ان کینه و نفرت سر باز کرد. تمام ان صحنه ها پیش چشمش جان گرفت.تمام ان سال هایی که سعی کرده بود کینه و نفرت را در قلبش مدفون و خشم و عصیان را در خودش سرکوب کند بر باد رفت.تمام ان لحظه ها پیش چشمش زنده شد. به چشمان مادرش خیره شد و تمامی ان نفرت و کینه را بی اختیار به بیرون تف کرد:نه!...نه!...نه!... ناگهان فیلم تند شد. سفره ی قند به طرفی پرت شد و زن ها شروع به پچ پچ کردند.مادر و برادرش به سرعت جلو امدند و مادر شوهر و دخترهایش با پشت چشم نازک کردن اهانت باری شروع به طعنه زدن کردند.
نویسنده: تكين حمزه لو
حجم کتاب: 387 KB
صدای منتظر و عجول عاقد بلند شد:عروس خانم وکیلم؟ از جایش بلند شد و ایستاد.همه هاج و واج نگاهش می کردند.خودش هم نمی دانست برای چه بلند شده است.چه می خواست بگوید؟در دل از حرکتش خنده اش گرفتدرست مثل دیوانه ها!اما انگار این دیوانگی مسری بود چون بعد از چند لحظه داماد هم بلند شد و ایستاد سرش به سفرهه ی قند خورد و کپه ی خاکه های قند روی موهایش رد سفیدی به جا گذاشت.به صورت های نگران و منتظر اطرافیان نگاه کرد.برادرش طوری به جلو خم شده بود انگار قرار است او بیفتد. صورتش از انتظار کج و کوله شده بود.دوباره به مادرش نگاه کرد.صورت نگران مادرش حالا اشکارا درهم و عصبی شده بود.در یک لحظه تمام ان کینه و نفرت سر باز کرد. تمام ان صحنه ها پیش چشمش جان گرفت.تمام ان سال هایی که سعی کرده بود کینه و نفرت را در قلبش مدفون و خشم و عصیان را در خودش سرکوب کند بر باد رفت.تمام ان لحظه ها پیش چشمش زنده شد. به چشمان مادرش خیره شد و تمامی ان نفرت و کینه را بی اختیار به بیرون تف کرد:نه!...نه!...نه!... ناگهان فیلم تند شد. سفره ی قند به طرفی پرت شد و زن ها شروع به پچ پچ کردند.مادر و برادرش به سرعت جلو امدند و مادر شوهر و دخترهایش با پشت چشم نازک کردن اهانت باری شروع به طعنه زدن کردند.
رمان - راحیل
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 12 / 10
نویسنده: اعظم نیک سرشت
حجم کتاب: 236 KB
همه خنده را سردادند اما پونه حواسش نبود و به لبخندی اکتفا کرد. او خوب می دانست که رامین چرا همراهشان آمده است. دنبال بهانه تازه ای می گشت اما هیچ نمی یافت. به یاد مادر افتاد که تشویقش کرده بود تا صحبتهای رامین را بشنود. او تمام دیشب را پشت راحیل سنگر گرفته و رامین را مایوس کرده بود. اما می دانست که امروز گریزی نیست. شب قبل سوالهای زیادی در ذهنش بسته بود که حالا هیچ یک را به خاطر نداشت.
نویسنده: اعظم نیک سرشت
حجم کتاب: 236 KB
همه خنده را سردادند اما پونه حواسش نبود و به لبخندی اکتفا کرد. او خوب می دانست که رامین چرا همراهشان آمده است. دنبال بهانه تازه ای می گشت اما هیچ نمی یافت. به یاد مادر افتاد که تشویقش کرده بود تا صحبتهای رامین را بشنود. او تمام دیشب را پشت راحیل سنگر گرفته و رامین را مایوس کرده بود. اما می دانست که امروز گریزی نیست. شب قبل سوالهای زیادی در ذهنش بسته بود که حالا هیچ یک را به خاطر نداشت.
رمان - نبض عشق
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 12 / 9
نویسنده: الناز .ع
حجم کتاب: 153 KB
داستان زندگي دختري جوان است كه در اوج سلامت و شادي دچار بيماري مي شود و در همين حال پسري عاشقش بوده ......آيا بيماري از او روي بر مي گرداند يا نه ....
نویسنده: الناز .ع
حجم کتاب: 153 KB
داستان زندگي دختري جوان است كه در اوج سلامت و شادي دچار بيماري مي شود و در همين حال پسري عاشقش بوده ......آيا بيماري از او روي بر مي گرداند يا نه ....
رمان - ریشه در عشق
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 11 / 25
نویسنده: لیلا رضایی
حجم کتاب: 395 KB
خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی دختر جوانی به نام شیواست كه عاشق دوست پدر خود فرهاد كه اختلاف سنی زیادی با او دارد میشود و سرانجام بعد از یك ازدواج ناموفق فرهاد و كمای یك ساله فرهاد با او ازدواج می*كند و یك زندگی بسیار عاشقانه را شروع میكنند. به دلیل شغل فرهاد برای زندگی به نیویورك میروند و در آنجا گرفتار نقشه*های شوم جسیكا كه در گذشته عاشق فرهاد بوده و ناكام مانده٬ می*شوند و از همه جدا میمانند تا .... شرح پشت جلد:تقديم به او كه عشق سبزش كوير قلبم را آباد ساخت در حالي كه چشمانش روي برگه سياه شده از اعداد و اشكال هندسي خيره مانده بود، افكارش پا فراتر از حقايق مي نهادو...
نویسنده: لیلا رضایی
حجم کتاب: 395 KB
خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی دختر جوانی به نام شیواست كه عاشق دوست پدر خود فرهاد كه اختلاف سنی زیادی با او دارد میشود و سرانجام بعد از یك ازدواج ناموفق فرهاد و كمای یك ساله فرهاد با او ازدواج می*كند و یك زندگی بسیار عاشقانه را شروع میكنند. به دلیل شغل فرهاد برای زندگی به نیویورك میروند و در آنجا گرفتار نقشه*های شوم جسیكا كه در گذشته عاشق فرهاد بوده و ناكام مانده٬ می*شوند و از همه جدا میمانند تا .... شرح پشت جلد:تقديم به او كه عشق سبزش كوير قلبم را آباد ساخت در حالي كه چشمانش روي برگه سياه شده از اعداد و اشكال هندسي خيره مانده بود، افكارش پا فراتر از حقايق مي نهادو...
رمان - تا ته دنیا
ارسال کننده: محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 11 / 19
نویسنده: سوگند دهکرد نژاد
حجم کتاب: 416 KB
نویسنده: سوگند دهکرد نژاد
حجم کتاب: 416 KB
رمان - گمشده ام را به من بازگردان
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 11 / 10
نویسنده: زهرا متین
حجم کتاب: 197 KB
به خانه رسیده بودند و کتایون دیگر حرفی نزد . دلش برای برادرش می سوخت . خودش هیچ مشکلی نداشت . عاشق بود و به زودی با عشقش ازدواج می کرد . اما غصه ی غم یکی از عزیزترین عزیزانش همچون باری سنگین بر شانه های نحیف او فشار می آورد و آرزو می کرد گشایشی حاصل شود و بار این غم را سبک کند . -خدایا کمکش کن یا پیداش کنه یا فراموشش کنه . ........ ساخته شده با پرنیان
نویسنده: زهرا متین
حجم کتاب: 197 KB
به خانه رسیده بودند و کتایون دیگر حرفی نزد . دلش برای برادرش می سوخت . خودش هیچ مشکلی نداشت . عاشق بود و به زودی با عشقش ازدواج می کرد . اما غصه ی غم یکی از عزیزترین عزیزانش همچون باری سنگین بر شانه های نحیف او فشار می آورد و آرزو می کرد گشایشی حاصل شود و بار این غم را سبک کند . -خدایا کمکش کن یا پیداش کنه یا فراموشش کنه . ........ ساخته شده با پرنیان
رمان - وارث عذاب عشق
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 11 / 10
نویسنده: فریده شجاعی
حجم کتاب: 395 KB
داستان این رمان درباره دو تا دوست قدیمی و صمیمی هستش به اسم محمد و فرشاد . محمد یه دختر عمه داره توی شمال زندگی میکنه و از قضا فرشاد یه سفر میره شمال و دختر عمه محمد رو مبینه و عاشقش میشه . اما محمد هم از قدیم عاشق دختر عمه ش بوده و .... از دست ندید...
نویسنده: فریده شجاعی
حجم کتاب: 395 KB
داستان این رمان درباره دو تا دوست قدیمی و صمیمی هستش به اسم محمد و فرشاد . محمد یه دختر عمه داره توی شمال زندگی میکنه و از قضا فرشاد یه سفر میره شمال و دختر عمه محمد رو مبینه و عاشقش میشه . اما محمد هم از قدیم عاشق دختر عمه ش بوده و .... از دست ندید...
رمان - گیسو
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 11 / 8
نویسنده: مژگان مقیمی
حجم کتاب: 345 KB
شاید دانستن حق تو بود... شاید ناگفته ها را زودتر از امروز باید میدانستی. ولی باور کن در زندگی هر کس ناگفته هایی هست که گاهی از مرور آن خاطرات حتی در زیر لب و چون زمزمه ای هراس داریم پس میدانم که مرا می فهمی
نویسنده: مژگان مقیمی
حجم کتاب: 345 KB
شاید دانستن حق تو بود... شاید ناگفته ها را زودتر از امروز باید میدانستی. ولی باور کن در زندگی هر کس ناگفته هایی هست که گاهی از مرور آن خاطرات حتی در زیر لب و چون زمزمه ای هراس داریم پس میدانم که مرا می فهمی
رمان - در جستجوی بهار
ارسال کننده: سید محمد رضا خطیب | تاریخ ارسال:
1388 / 11 / 6
نویسنده: زهرا اسدی
حجم کتاب: 533 KB
اثری ماندگار از زهرا اسدی
نویسنده: زهرا اسدی
حجم کتاب: 533 KB
اثری ماندگار از زهرا اسدی

